
Junai LOCK!
純愛LOCK!
یوکی که به جمله «یوکی بهترین است» باور داشت، هفتهای عاشقانه را با سئیچی، بارمنی در یک دیسکو، سپری کرد. بهزودی زنان متعددی ظاهر شدند که هر کدام ادعا میکردند دوستدختر سئیچی هستند و این موضوع باعث شد خوشبختی یوکی به ناامیدی تبدیل شود. او که با احتمال از دست دادن او روبرو بود، دستبند را از پدرش کارآگاه گرفت و گامی غیرمنتظره برای تضمین مالکیت سئیچی برای خود برداشت.