
Juusou Reijou Morenet
重装令嬢モアネット
مونِت، اشرافزادهای از خاندان ایدیرا، توسط نامزدش، پرنس الکسیس، طرد میشود؛ او مونِت را زشت مینامد و خواهر کوچکترش را انتخاب میکند. ناامید از ظاهر خود، او شروع به پوشیدن زره آهنی تمامتن میکند و برای مطالعه جادو در یک قلعه قدیمی خود را منزوی میسازد. تنهایی او زمانی مختل میشود که دو مرد برای درخواست کمک به نزد او میآیند. الکسیس نفرین شده است و بدشانسیهایی را تجربه میکند، از جمله حادثهای هفتگی که در آن مجبور است پایش را در مردابی بیپایان قرار دهد. پرسیوال، شوالیهای که همواره نگران است، همراه او میباشد. این سه نفر سفری را آغاز میکنند، هر کدام معتقدند که عاقلترین فرد میان آنهاست.