

KaNa
KaNa~哀~
یوجی آبه در ایستگاه مترو با دختری مرموز و همراه گرگش روبرو میشود. این دیدار او را به توطئهای از سوی هفت سر، گروهی از نیمهدیوها که به دنبال آرمانشهری هستند که در آن انسانها و دیوها با هم زندگی کنند و برای این هدف از روشهای اجباری استفاده میکنند، میکشد. وقتی هفت سر دختر و متحدانش را هدف قرار میدهند، یوجی حقایقی دربارهٔ او و تاریخچهٔ خانوادگیاش را کشف میکند که او را به رویارویی با احساسات رو به رشدش نسبت به او وامیدارد.
