
Kannou Reminder
官能リマインダー
تاچیبانا سوهای در اواخر تابستان تنها با دوربین خود به روستاهای فرانسه سفر میکند تا پس از یک جدایی عاطفی، آرامش بیابد. در آنجا، او دچار حادثهای میشود و با ماچیدا لوکاس، مردی ژاپنی که همراه مادرش در تعطیلات است، آشنا میگردد. بهزودی پس از این دیدار، لوکاس سوهای را میبوسد؛ سوهای مقاومتی نمیکند و موافقت میکند که زمان را با او سپری کند. در طول دوران آشناییشان، سوهای رازی شخصی را فاش میکند: او تنها زمانی میتواند لمس شود که مقید باشد. داستان بررسی میکند که آیا پیوند میان آنها لحظهای گذرا باقی خواهد ماند یا به رابطهای پایدار تبدیل میشود.
