

Kanojo wa Mizumizushii
彼女はみずみずしい
در یک روز سرد زمستانی، دایتی اینوی همکلاسی خود، میزوکو میزونو را میبیند که پشت میزش گریه میکند و میلرزد. او به او دستمال کاغذی میدهد و میزوکو بلافاصله عذرخواهی میکند و توضیح میدهد که وقتی مضطرب میشود، بیش از حد اشک میریزد و عرق میکند. دایتی متوجه میشود که دستان خشکش به خاطر اشکهای او مرطوب شدهاند و این موضوع او را به این فکر میاندازد که گذراندن وقت با میزوکو ممکن است تأثیرات مفیدی بر سلامت جسمی و روانی هر دو داشته باشد.
