
Kiki: KIKI
喜鬼-KIKI-
کانامه لحظهای از خوشبختی را با کِنیچیرو تجربه میکند، اما پدر کانامه بهطور فعال تلاش میکند تا آنها را از هم جدا کند. در همین حال، ماساتو که زمانی بهعنوان یک خلافکار با لقب «شرور افسانهای» شناخته میشد، بهدلیل احساساتی که برای جوجی، یک کشیش، دارد تغییر کرده است. با این حال، کیکونوسوکه، جوانی ثروتمند، نیز جوجی را میخواهد و با ماساتو مخالفت میکند. در داستان دیگری، کوتگاوا هاجیمه اتوماتونی دقیقاً شبیه به خود میسازد و قصد دارد تا آن اتوماتون جایگزین او بهعنوان وارث شرکت خانوادگیاش شود. پس از اطلاع دادن منشی شرکت به این طرح، هاجیمه دچار حادثهای میشود که حافظهاش را پاک میکند و این ابهام باقی میماند که کدامیک از دو نفر—هاجیمه یا اتوماتون—واقعی است.