

Killing Me!
·キリング・ミー!
ساکی فوجیمیا، شکارچی خونآشامی که معمولاً در کار خود با ظرافت و مهارت عمل میکند، هنگام مواجهه با مییوکو کوجو، یک خونآشام و دشمن او، رفتارش تغییر میکند. با وجود فرصتهای متعدد، ساکی در انجام مأموریت خود برای از بین بردن مییوکو دچار مشکل است. پویایی میان آنها وضعیت را پیچیده میکند و مشخص نیست که چه کسی واقعاً در نقش شکارچی و چه کسی در نقش شکار قرار دارد. داستان با گسترش تعاملات آنها، عناصری از عشق و کمدی را در خود جای داده است.

