
Kindan no Koibito
The Forbidden Marriage·禁断の恋人
میشل برای مراقبت از زک، برادرزنش و یک تاجر موفق، به کالیفرنیا سفر میکند. زک در یک یتیمخانه بزرگ شده و در کودکی به خاطر ظاهر چشمگیر و طبیعت غیرقابل پیشبینیاش شناخته میشد. او هفت سال از میشل کوچکتر است و به مردی تبدیل شده که هم قوی و هم جذاب توصیف میشود. او با لبخند دلربای خود، آشکارا با میشل شوخی میکند و همان بیخیالی دوران کودکیاش را نشان میدهد، هرچند که اکنون چالشی بسیار جدیتر برای او ایجاد کرده است. میشل اعتراف میکند که لحظهای را پیشبینی کرده بود که دیگر نتواند در برابر جذابیتهای او مقاومت کند.