
Kirai na Aitsu ni Sukaretai
嫌いなアイツに好かれたい
ماساتو کاشیواگی به دلیل ناکافی بودن به عنوان یک دوستپسر، توسط دوستدخترش در دانشگاه به خاطر مردی به نام کیزاکی ترک شد. در پاسخ، او به یک «دوستپسر اجارهای» تبدیل شد و به سرعت در این حوزه محبوبیت کسب کرد. روایت داستان با استخدام او توسط خود کیزاکی آغاز میشود.