
Kiss mo Dekinakatta
キスもできなかった
دورمیکاوازاچی، خوابگاهی پسرانه که ساگارا، دانشآموزی که تاکنون هرگز در یافتن شریک جنسی با مشکل مواجه نشده بود، اولین شکست عشقی خود را در آن تجربه میکند. او که برای ماندن در این خوابگاه با دشواری روبرو است، به خوابگاه دوست دوران کودکیاش، هیبیکي، میرود تا اقامت کند. ساگارا با هیبیکي شوخی میکند و میگوید که به تسلی نیاز دارد، و اشاره میکند که هیبیکي هنگام عینک زدن شبیه معاون مدیر خوابگاه است. هیبیکي بهطور غیرمنتظرهای موافقت میکند و دو نفر وارد یک رابطه جنسی میشوند. پس از آن، هیبیکي احساسات خود را اعتراف میکند و فاش میسازد که همیشه عاشق ساگارا بوده است.