
Kisses x Kiss x Kisses
키세스x키스x키세스
دوستی یک دانشآموز دبیرستانی پس از آن که یک دوست نزدیک میگوید «بوسم کن!» نامشخص میشود. مرز میان واقعیت و احساسات با پرسش گوینده درباره معنای درخواست غیرمنتظره محو میگردد. آنچه با یک عبارت آغاز میشود، به سردرگمی منجر میگردد، زیرا دوست با انکاری قاطع واکنش نشان میدهد که ممکن است در واقع بیانگر عکس آن باشد. وضعیت همچنان نامشخص باقی میماند، میان رویاها، احساسات و نیتهای بیاننشده گرفتار شده است.




