
Kizuato
痕
کاشیواگی کویچی پس از مرگ پدرش به خانه پسرعمویش نقل مکان میکند. این خانه با چهار دخترعموی او، یعنی چیزورو، آزوسا، کائده و هاتسون، که سنین آنها از یک کودک خردسال تا یک بزرگسال متغیر است، مشترک است. والدین آنها سالها پیش فوت کردهاند و پدر کویچی سرپرستی آنها را بر عهده داشته است. او به خوبی با زندگی در این خانه سازگار میشود، هرچند کائده همچنان از او فاصله میگیرد. کویچی شروع به دیدن رویاهای شدیدی میکند که در آنها موجودی خونخوار است. او در ابتدا این رویاها را نادیده میگیرد، اما آنها آزاردهندهتر میشوند و صدایی دلهرهآور به آنها همراهی میکند. چیزی که او را بیش از همه نگران میکند، این احتمال است که این رویاها ممکن است بازتابدهنده رویدادهای واقعی باشند.