

Kkochi Sideulgi Jeone
꽃이 시들기 전에
جونگ ای-گئون، تنها وارث مشروع گروه هواسین، از فشار خانوادهاش برای ازدواج با زنی که در کودکی جان او را نجات داده بود، خسته شده است. در عوض، او به ها یون-جو، عضوی از خانوادهای که سالها در سایه نگهش داشته بود، جذب میشود. با افزایش ناامیدیاش از رفتار او، پیشنهاد یک رابطه صوری را میدهد تا خانوادهاش را گمراه کند. با این حال، به مرور زمان بیشتر شیفتهی او میشود. او با چانهاش را روی دستش تکیه داده، اخم کرده و لبخندی تلخ میزند و میگوید: «فکر کنم من بودم که لرزیدم. نه تو، ها یون-جو.» سپس ادامه میدهد: «پس بیا قرار بگذاریم. ها یون-جو.»