
Kogarete Kogashite
焦がれて焦がして
یوجی با دوست دوران کودکیاش سوئیچی که ساعات طولانی در یک دفتر کار میکند، دوباره ارتباط برقرار میکند. در طول زمان سپریشده با هم، یوجی با غذا دادن به سوئیچی از او مراقبت میکند که به بازگشت نیروی او کمک میکند. با تکرار بیشتر این دیدارها، یوجی احساساتی را که مدتها پنهان کرده بود، دوباره زنده میبیند.



