
Koi ga Saita Hi
恋が咲いた日
لومیر، تازهواردی که اخیراً با صاحبش ساکن شده، از رفتار لوییا، گربهای که در نزدیکی آنها زندگی میکند و از برقراری ارتباط با او خودداری مینماید، شگفتزده است. داستان تلاشهای لومیر برای درک این رفتار سرد لوییا و این پرسش را بررسی میکند که آیا در نهایت پیوندی میان آنها شکل خواهد گرفت یا خیر. این اثر سفری آرام از ارتباطات محتاطانه و امکان نزدیکتر شدن به یکدیگر را به تصویر میکشد.