
Koi no Tsumi, Ai no Batsu
When Falcone's World Stops Turning·恋の罪、愛の罰
سمانتا هنگام سوار شدن به عنوان سرنشین در خودروی رافائل، حس مالکیتگری از سوی او را احساس میکند. چهار سال پیش، او به شدت عاشق مدیرعامل ثروتمند یک شرکت خودرویی لوکس بود. او باردار شد، اما رافائل رابطهشان را یک رابطه سطحی تلقی کرد و پیش از آنکه بتواند وضعیت خود را فاش کند، آن را پایان داد. او باور داشت که دیگر هرگز با هم روبرو نخواهند شد، اما اکنون میبیند که کنار او نشسته است. با دیدن پسرش، رافائل بلافاصله کودک را به عنوان فرزند خود تشخیص میدهد. او از پنهان کردن فرزندشان توسط سمانتا خشمگین است و از ثروت و نفوذ خود برای سخت کردن زندگی او استفاده میکند. با این حال، نیتهای واقعی او همچنان نامشخص باقی مانده است.