

Kondo wa Watashi no Naku Bandatta
This Time, the Tears Were Mine·今度は私の泣く番だった
یک بانوی نجیبزاده توسط خانوادهاش طرد میشود و یک شاهزاده توسط ملت خود بیپناه میماند. آنها به دلیلی به یکدیگر کشیده میشوند. آندریا یک منجی رمانتیک را تصور میکند و باور دارد که او را در کاهیر، شاهزاده تبعیدی راجنیا، یافته است. وقتی خواهر ناتنیاش توطئه میکند تا او را به زنی به یک مارکی پیر و فاسد تبدیل کند، آندریا با اغوای کاهیر، او را به کمک فرار متقاعد میسازد. او مارکی را به درخواست آندریا میکشد، اما وقتی کاهیر متوجه میشود که او از او سوءاستفاده کرده است، محبتش به خشم تبدیل میشود. آندریا پشیمان میشود، اما کاهیر دیگر او را نمیخواهد. این پرسش باقی میماند که آیا آنها میتوانند آشتی کنند و به یک پایان خوش دست یابند.