
Kono Mi wo Sheikh ni Sasagete
To Tame a Sheikh Pride of Zohayd·この身をシークに捧げて
جوهرا با خواندن مقالهای که از برنامههای شاهزاده شاهین برای ازدواج زودهنگام پس از بازگشت به پادشاهی بیابانیاش از دوران تحصیل در خارج خبر میداد، شوکه میشود. او از کودکی که شاهین جان او را نجات داد، عاشق اوست و حتی پس از نقل مکان به پاریت بعد از طلاق والدینش، سوگند یاد کرده که خود را وقف او کند. با آگاهی از اینکه دختر یک خدمتکار هرگز نمیتواند همسر او باشد، تصمیم میگیرد تنها برای دیدار آخر، در مهمانی خداحافظیاش شرکت کند. او موفق میشود مخفیانه وارد شود، اما نمیداند که این دیدار مجدد چقدر همه چیز را برهم خواهد زد.