

Konya mo Nemurenai
今夜も眠れない
ریکیا، دانشجوی سال اولی آرام، به کشش خود نسبت به مردان آگاه است اما تاکنون رابطهای را دنبال نکرده و اغلب از دور تماشا میکند. او برای اولین بار از خانه جدا شده و با ثبتنام در یک سایت دوستیابی همجنسگرایان تلاش میکند زندگی خود را بهبود بخشد. در ابتدا همه چیز به خوبی پیش میرود، اما او به زودی خود را در موقعیتی خطرناک مییابد که راه فراری ندارد و به کسی تکیهگاه نیست. درست زمانی که امید به دریافت کمک دارد، مردی از میان دیوار ظاهر میشود و میپرسد: «چارهای نیست. آرزویت چیست؟» این داستان شامل سه فصل اضافی است.


