
Konyaku Haki ga Mokuhyou desu!
婚約破棄が目標です!
زلیانزیا پس از برخورد سرش و بازگشت به هوش، خاطرات زندگی گذشتهاش را به یاد میآورد. او که زمانی زندگی محافظتشدهای به عنوان یک اشرافزاده داشته است، با بهرهگیری از حافظه باقیمانده و رفتاری جسورانه، با دستگیره کردن نامزد خیانتکارش در حال ارتکاب جرم، نامزدی خود را پایان میدهد. اگرچه اکنون آزاد است، اما درگیر آلبرت، مردی که به عنوان یک پسر خوشتیپ توصیف شده، میشود که شروع به دخالت در امور او میکند. زلیانزیا هدف دارد مسیر خود را ترسیم کند و آینده عاشقانهاش را به صورت مستقل تعیین نماید، اما رویدادها به شیوهای پیش میروند که او پیشبینی نکرده بود.