
Kore wa Akuma de, Mamagoto Dakara.
これはあくまで、ままごとだから。
سوییچیرو پس از ترک زادگاهش نزد بستگانش نقل مکان میکند و در آنجا با میکو، فامیل دور و دوست دوران کودکیاش، دوباره ارتباط برقرار میکند. آنها در کودکی با هم بازی تخیلی انجام میدادند و اکنون او پیشنهاد بازی دیگری را میدهد؛ این بار بازیِ نقشِ یک زوج عاشق. آنها شروع به رفتار کردن مانند یک جفت مهربان میکنند و حرکاتی بازیگوشانه مانند بغل کردن و بوسیدن انجام میدهند. به مرور زمان، این بازی شدت میگیرد و مرز میان تظاهر و احساسات واقعی محو میشود. هیچکدام حاضر نیستند احساسات واقعی را بپذیرند، زیرا توافق بر این بوده است که همه چیز باید تخیلی باقی بماند. رابطه آنها با تلاش برای تمایز قائل شدن میان نمایش و احساسات صادقانه پیچیده میشود.