
Kuro no Taiyou Gin no Tsuki
Black Sun Silver Moon·黒の太陽 銀の月
تاکی شغلی به عنوان دستیار در یک کلیسا میپذیرد و انتظار دارد که نقشش ساده باشد، اما این موقعیت فراتر از تصور او پیش میرود؛ بهویژه در مدیریت زامبیها. هر شب، او همراه با کشیش، شیکیمی، به گورستان میرود تا cadavers تازهای که زنده شدهاند را از بین ببرد. شیکیمی بهطور مداوم پیشبینی میکند که این موجودات چه زمانی و کجا ظاهر خواهند شد. با گذشت زمان، تاکی نگران میشود و شروع به این فکر میکند که شاید تهدید واقعی نه تنها از سوی مردگان متحرک، بلکه از درون خودشان نیز سرچشمه میگیرد.