
Love Rerun
ラブリラン
سایاکا تاکنون هیچ دوستپسری نداشته و به مدت ده سال عاشق یکی از دوستان دانشگاهیاش بوده است. در شب موعودِ قرار ملاقات با او، او در خانه همکارش، کسی که به سختی میشناسد، بیدار میشود. او ادعا میکند که دوستپسر اوست، اما سایاکا به دلیل یک آسیب سر، هیچ خاطرهای از این موضوع ندارد. او که گیج شده است، میپرسد که آیا از احساسات گذشتهاش عبور کرده و واقعاً عاشق این همکار است یا خیر. داستان بررسی میکند که آیا او رابطه خود را با این شریک جدید و غیرمنتظره ادامه خواهد داد یا خیر.