
Love Stone
ラブストン
ژنما، دانشجوی دانشگاهی، میکوریایا، دانشجوی داروسازی را که پس از اخراج توسط خواهر ژنما به سرپناهی موقت نیاز دارد، به خانه میپذیرد. میکوریایا ادعا میکند که دارویی ساخته است که قادر به ایجاد عشق است و آن را به ژنما تزریق میکند. داستان این پرسش را مطرح میکند که آیا احساساتی که ژنما تجربه میکند عشقی واقعی هستند یا صرفاً اثرات آن دارو.