
Luka-kun wa Akuma de
ルカくんはあくまで
لوکا، پسر شیطانشاه، برای آمادهسازی خود جهت ایفای نقش آیندهاش به دنیای انسانها سفر میکند. با وجود تبار شیطانیاش، او ذاتی مهربان، نیکو و معصوم دارد و اغلب بدون آگاهی از خطرات بالقوه عمل میکند. همراه با کلود، خادمی که مأموریت دارد او را تحت نظر بگیرد و از او محافظت کند، رفتارهای غیرقابل پیشبینی و غیرمتعارف لوکا بهطور مداوم مراقبش را دچار سردرگمی و استرس میکند. روایت داستان تجربیات آنها را در حین ادامه تمرینات لوکا دنبال میکند، جایی که اعمال او همواره برخلاف انتظارات است.