
Mareiro no Kamen Koukyuu
稀色の仮面後宮
دونغ ژولان توانایی خارقالعادهای در به خاطر سپردن تمام مشاهداتش دارد و به عنوان شاهزادهای قربانی شده توسط خدای دریا، در انزوا زندگی میکند. مرد جوانی به نام لیو فانگ با او تماس میگیرد و او را به شهر شیاژنگ میبرد تا برادرش را نجات دهد. در آنجا، مأموریت مییابد تا با استفاده از بیناییاش، اختلالات موجود در کاخ را بررسی کند. اگرچه در ابتدا در برقراری ارتباط با دیگران تردید دارد، اما با جدیت به کشف دلایل دزدیها و نفرینی میپردازد که کاخ را فرا گرفته است. صداقت او کمکم اعتماد لیو فانگ و دیگران را جلب میکند. با این حال، هرچه عمیقتر کاوش میکند، رازی را آشکار میسازد که به پایههای کشور گره خورده و باید پنهان بماند.