
Marsha
マーシャ
یوتا، یک مانگاکا، با ناتوانی ناگهانی در نقاشی مواجه میشود و دیگر قادر به بیان ایدههای خلاقانهاش نیست. او که با این از دست دادن دستوپنج نرم میکند، برای کنار آمدن با شرایط، شغل پارهوقت میگیرد. همخانهاش، ریمی، از اجتناب او از مسئله انتقاد میکند اما همچنان از او حمایت میکند. با این حال، یوتا یک راز شخصی را از ریمی پنهان میکند.