
MAX
Max·MAX
زنی با موهای بلند و پوششی تیره، بهطور غیررسمی به خاطرات و افکار گذشتهاش میاندیشد. او به یاد میآورد که سه شکلک زشت را دیده است که با ظاهری سرگرمشده بر مردی میپرند و او را به رودخانه میاندازند، عملی که او را به دور ریختن زباله تشبیه میکند. او همچنین با زنی دیگر، که شریک عاطفی اوست، تعامل دارد؛ زنی که هم او را به چالش میکشد و هم از او حمایت مینماید.