
Me ga Sametara Tougoku sareta Akujo datta
目が覚めたら投獄された悪女だった
سوفیا، داروسازی خجالتی، مورد آزار و اذیت مادران خواندهاش قرار میگیرد که او را «بیشرم» مینامند. یک صبح، او متوجه میشود که بدنش با وایولت، یک اشرافی مجرم که به جرم یک جنایت بزرگ زندانی است، جابهجا شده است. به جای شرایط سخت، سوفیا خود را در محیطی راحت با تختی نرم، غذاهای لذیذ و زمانی برای مطالعه گیاهان دارویی مییابد. او به ماندن دائمی در آنجا فکر میکند. با این حال، او میآموزد که کسی از بدن او برای آماده شدن جهت ورود به جامعه در پایتخت استفاده میکند. سردرگم از انگیزههای فردی که در بدن او است، سوفیا از توطئهای فزاینده برای ترور خانواده سلطنتی آگاه میشود. در حالی که این دو زن زندگیهای جابهجاشدهی خود را مدیریت میکنند، آنها شروع به رویارویی با خطرات پنهان پادشاهی میکنند.
