
Michika to Mari
みちかとまり
ماری، دختر هشتسالهای، در جنگل بامبو در تابستان با دختری به نام میچیکا روبرو میشود. میچیکا به نظر میرسد که از مجموعه قوانین منحصربهفرد خود پیروی میکند. او به طور اتفاقی وسیلهای مهم را از ایשיزاکا، همکلاسی و قلدر ماری، برمیدارد. میچیکا برای جبران این اتفاق، به ماری پیشنهاد میدهد تا وارد قلمرویی فراتر از زبان متعارف شود، جایی که ارتباط و درک متقابل به شیوهای متفاوت عمل میکند.