
Mikansei Demo Koi ga Ii
未完成でも恋がいい
ایچیکا، دانشآموز دبیرستانی آرام و خجالتی، از برقراری ارتباط با دیگران اجتناب میکند. یک روز، یوتسویا تاکویا، که سابقهی دلالینگی داشته، بهطور غیرمنتظرهای در پشت مدرسه او را ملاقات میکند و با ادعای اینکه میخواهد وسیلهای را که پیدا کرده است پس بدهد، او را به کارائوکه دعوت میکند. ایچیکا که کنجکاو است بداند آیا او واقعاً همان شخص خشنی است که تصور میکرد، قبول میکند. این دیدار تصادفی منجر به شکلگیری پیوندی فزاینده میشود و آنها شروع به ملاقاتهای منظم پس از مدرسه میکنند و با هم برای دستیابی به رویاهای مشترکشان تلاش میکنند.

