
Milk Tea
·MILK TEA
مامورو پس از شروع دوران دانشگاه نزد عمویش اسکان مییابد و از ناریوکی کیشیبه، دوستی خانوادگی که به خاطر بیخیالی و غیرقابل پیشبینی بودن شهرت دارد، ناامید میشود. رفتار ناریوکی در نگاه مامورو بدتر میشود، اما لحظاتی نیز وجود دارد که او جنبهای آرام و متین از خود نشان میدهد که مامورو را برهم میزند. یک شب، مامورو در خانه ناریوکی میماند و هنگام به اشتراک گذاشتن تخت، واکنشی غیرمنتظره را احساس میکند. ناریوکی بیدار میشود، او را میبوسد و دو نفر به سمت یک رابطه صمیمیتر پیش میروند.






