
Mogui De Tiwen
魔鬼的体温
بییاو در سال ۱۹۹۶ به عنوان یک دختر چهار ساله دوباره متولد میشود و با همسایهاش، بیچوان، پسر پنج سالهای که پاهایش فلج است، آشنا میشود. سالها بعد، در هفده سالگی، بییاو دانشآموزی محبوب و زیباست، در حالی که بیچوان همچنان در ویلچر به سر میبرد. او به او هشدار میدهد که نگوید به او علاقه دارد، اما بییاو او را در آغوش میگیرد و این کار باعث میشود بیچوان کنترل احساساتش را از دست بدهد. این دو در زندگی گذشته عاشق یکدیگر بودهاند و بییاو تلاش میکند تا با بیچوان قدرتمندترِ اکنون، دوباره پیوند برقرار کند. رابطه آنها به عنوان پیوندی نزدیک بین پسری حساس و ناامن و دختری مهربان و دلسوز توصیف شده است.