
Mojiponika!
モジポニカ!
تسوگو در کارگاه گلدوزی پدربزرگش مشغول به کار است که دختری به نام Gina با لباسهای سبک موتورسواری به او پیشنهاد میدهد تا در ازای دریافت پول، حروف کانجی را روی کاپشنش گلدوزی کند. اگرچه تسوگو استعداد زیادی دارد، اما ترجیح میدهد به جای حروف ساده کانجی، صحنههای پیچیده و دقیق خلق کند. علاقه و اشتیاق Gina به حروف کانجی و فرهنگ ژاپن به تدریج بر دیدگاه او تأثیر میگذارد.