
Momoiro Sausage
桃色ソーセージ
کائورو، جوانی بازیگوش و بیپروا از خانوادهای که به رفتارهای اغواگر معروف است، با اعتراف عاشقانه موموزه، دوست دوران کودکیاش، روبرو میشود. وقتی کائورو از او میپرسد که آیا آنها هرگز در یک رابطه بودهاند یا خیر، موموزه ناچار میشود بپذیرد که کائورو شریک قابل اعتمادی نیست که او آرزو دارد. در داستان دیگری، یوشیهارو و تاکییوکی از زمانی که تاکییوکی مستانه اعتراف به عشق کرد، با هم هستند، اما یوشیهارو در پیشبرد رابطه فیزیکی آنها دچار مشکل است و به اقدامات افراطی مانند هیپنوتیزم یا استفاده از محرکهای جنسی فکر میکند. در خط داستانی دیگر، دایکیچی، پسر یک عضو یاکوزا، از آزار جنسی سابورو، پسر معلم پدرش، لذت میبرد. سابورو پیشنهادات دایکیچی را رد میکند، اما دایکیچی اغلب برای رسیدن به خواستههایش مرزها را نادیده میگیرد.