
Mousou Bakari de Gomenasai
妄想ばかりでごめんなさい
کومازاوا آراشی، کارمند یک شرکت، برای غلبه بر یکنواختی زندگی روزمرهاش به رویاپردازی درباره کارمندی یک کافه پناه میبرد. افکارش به سمت او کشیده میشود تا راهی برای فرار از روتین باشد، هرچند میزان تعامل آنها نامشخص باقی میماند. روایت بر دنیای درونی او و تخیلاتی که برای تحمل ساعات کاریاش میسازد، متمرکز است.