

My Fair Maid
·마이 페어 메이드
سندی، خدمتکار خانواده وینیفرد، شیفته کیلیان، وارث خوشتیپ است. نامزد او، الکساندرا، از رفتارهای زنبازی کیلیان متنفر است و برای او بدشانسی آرزو میکند. در طول یک طوفان، رعد و برق به کالسکه الکساندرا برخورد میکند و همزمان، سندی از صخرهای سقوط کرده و روی آن فرود میآید. او در بدن الکساندرا بیدار میشود و جسد خودش در گورستان دفن شده است، که او را مجبور میکند تا خود را به جای وارثه جا بزند. کیلیان شروع به متوجه شدن رفتارهای عجیب در «الکساندرا» میکند که این فریب را پیچیدهتر میسازد. روح واقعی الکساندرا ظاهر شده و بدنه خود را بازمیطلبد. سندی و الکساندرا باید راهی برای بازگشت به فرمهای اصلی خود پیدا کنند، پیش از آنکه اوضاع از کنترل خارج شود.

