
Nae Mogeul Biteuneun Guwonja
내 목을 비트는 구원자
الینا، دختر غیرقانونی و ناتوان خانوادهای نجیبزاده، در انزوا و غفلت زندگی میکند. او در آستانه ازدواج اجباری با یک مارکی پیر قرار دارد که توسط خانوادهاش ترتیب داده شده است، اما سینکلر، که به «شهرزاد هیولا» معروف است، پیشنهاد عقد ازدواج به او میدهد. سینکلر از او میخواهد تا زمانی که او به تخت پادشاهی میرسد، در کنارش بماند. با وجود شهرت او، سینکلر مهربان و حامی است و نگرانی غیرمنتظرهای نسبت به الینا نشان میدهد. به مرور زمان، الینا به او وابسته میشود. با این حال، او شروع به شک میکند که آیا سینکلر در واقع لن، دوست دوران کودکی و اولین عشق او است که مسئول آسیب دیدن او نیز بوده، میباشد یا خیر. او تردید دارد که آیا او واقعاً لن است یا نه.