
Nae Ttari Anieotda
She Wasn't My Daughter·내 딸이 아니었다
دیانای پریشانه باور دارد که با از دست دادن بیناییاش، بینایی دخترش را که از دست رفته است، بازگرداند. پس از کور شدن، حقیقت مربوط به خانوادهاش را کشف میکند؛ دخترش در واقع فرزند همسر و بهترین دوست اوست. دیانا رها شده و از سرنوشت دختر واقعیاش بیخبر است، میمیرد و در گذشته با بازگشت بیناییاش بیدار میشود. با فرصت دوباره، او باید تصمیم بگیرد که آیا به دنبال دختر واقعیاش بگردد و انتقام بگیرد یا اینکه دوباره در تاریکی غرق شود.




