
Nahonja Jinjja Jaebeol
나혼자 진짜 재벌
لی کیونگ-سوک تمام عمر خود را صرف خانوادهاش کرد، اما پسرش، سئو مین-اوک، هرگز قدردانی خود را ابراز نکرد. پس از مرگ او، مین-اوک سرشار از حسرت است و به طرز معجزهآسایی به زمانی که یک روز پیش از فروپاشی خانواده بود، بازگردانده میشود و اکنون در بدن عمویش از طرف مادر، لی دونگ-هو، زندگی میکند. لی دونگ-هو خانواده را ترک کرده، ثروت آنها را هدر داده و باعث ویرانی آنها شده بود. در گذشته، مین-اوک تلاش میکند تا اشتباهات گذشته را جبران کند، اما شکهایش شدت میگیرد. او میپرسد که آیا تغییر گذشته واقعاً میتواند آرامش مادرش را به ارمغان آورد یا خیر. این داستان موضوعاتی همچون فداکاری، حسرت و امکان رستگاری را بررسی میکند.
