
Namida wa Sabaku ni Sutete
Sheikh Surgeon·涙は砂漠に捨てて
زنی به نام Nell با خلیل ال کالادا، مردی که او را از زندگیاش رفته میپنداشت، روبرو میشود و مییابد که او از نظر ظاهر و رفتار دستنخورده باقی مانده است. خلیل از حضور ناگهانی او در کشور صحراایاش شگفتزده و محتاط است. Nell با یک حقیقت مهم بار شده است: آنها فرزند مشترکی دارند. او از خلیل کمک میخواهد، زیرا او تنها کسی است که میتواند جان پسرشان را نجات دهد.