
Negattari Kanattari
願ったり 叶ったり
کوتونه خود را کارمند معمولیای میداند که به اشیاء جذاب و مرموز علاقه دارد. همکارش، شیشیدو، کارمند ارشد و خوشتیژی است که بهطور مخفیانه به عنوان «خدای عشق» شناخته میشود. کوتونه از شایعهای میشنود که بر اساس آن، برآورده شدن آرزوی مرتبط با عشق پس از درخواست از شیشیدو، بلافاصله اتفاق میافتد. کنجکاو، تصمیم میگیرد که با او صحبت کند.

