
Neoui Aiga Aniya
너의 아이가 아니야
کالیا، قهرمان جنگ و فرمانده نظامی که به درگیری بزرگ پایان داد، متوجه میشود که باردار است. پدر کودک، سایمون ترروان، بهترین دوست او و جادوگری قدرتمند است که با او یک رابطه صمیمی کوتاه داشته است. کالیا با این فرض که سایمون نمیخواهد صاحب فرزند شود، بارداری خود را مخفی نگه میدارد، از سمت خود استعفا میدهد و برای زایمان در غیاب سایمون میرود. بدون اینکه او بداند، سایمون مدتهاست احساسات عمیقی نسبت به کالیا دارد. با آگاهی از ناپدید شدن او، سایمون جستجویی ناامیدانه برای یافتنش آغاز میکند. این وانشات به عنوان یک اثر تبلیغاتی برای یک وبنول نوشته شده است.