
Nuija Dame!
脱いじゃダメ!
یویی پسرعموی جدیدی به نام سوتا دارد که ظاهری مهربان دارد اما جنبهای پنهان نیز از او پنهان است. با نزدیک شدن به شب کریسمس، یویی میخواهد وقت خود را با او بگذراند. پیشتر، او درخواست صمیمیت جنسی سوتا را رد کرده بود و ادعا کرده بود که این کار مانع از دیدن دوباره تکشاخها میشود. سوتا بدون اعتراض این موضوع را پذیرفت. زمانی که یک دوست کاندوم به سوتا داد، او آن را رد کرد و بیان داشت که این امر با ماهیت رابطه آنها سازگار نیست.