

Nunmeon Jimseungui Mokjureul Jwieotda
I Grabbed the Leash of the Blind Beast·눈먼 짐승의 목줄을 쥐었다
زنی در دهه بیست زندگیاش در بدن یک شخصیت بینام از یک رمان عاشقانه بیدار میشود. او میخواهد به خانه بازگردد، اما باید به عنوان رونا، خدمتکار گرند دوک ایلئون، قهرمان داستان که به دلیل زهر کور شده است، بماند. هدف او این است که مطمئن شود قهرمان داستان از یک گل خاص برای بازیابی بینایی او استفاده میکند تا پایان خوش آنها محقق شود. با این حال، همانطور که طرح داستان منحرف میشود، رونا با پیچیدگیهایی از گذشته خود و علاقه فزاینده دوک مواجه میشود. او باید تصمیم بگیرد که آیا داستان را همانطور که نوشته شده است دنبال کند یا مسیر متفاوتی را پیش بگیرد.

