
Nyangnyaranyangnyang
냥냐라냥냥
جونگ دایون، هنرمند وبتون و صاحب گربه، از دست سگ، یک وارث جوان را نجات میدهد. روز بعد، خدمتکاری با گوشها و دم گربهای به خانه او میآید. او خود را نیانگجی از سیاره نیا معرفی میکند، دنیایی دوردست، و توضیح میدهد که برای یک سال مأمور خدمت در آنجا شده است. داستان این موقعیت غیرمنتظره را در حال رخ دادن دنبال میکند.