
Oboreru Hanabi
溺れる花火
ایتا در آستانه تابستان، زمان خود را با دوستدخترش کوآکی در بیمارستان میگذراند. کوآکی که سالهاست با بیماری دستوپنج نرم میکند، از ناتوانیاش در برقراری رابطهای فیزیکیتر احساس پشیمانی میکند. اتا با کاسومی، پسرعموی کوآکی که شباهتی در حضورش دارد، آشنا میشود و این موضوع باعث سردرگمی احساسی او میگردد.
