
ODDEYE
오드아이
مردی با چاقویی در دست و زنی مرده در کنارش بیدار میشود، بدون آنکه بتواند هویت، گذشته یا منشأ تواناییهای خارقالعادهاش را به یاد آورد. او در تلاش برای بازسازی وقایع، همزمان از پلیس فرار میکند و تحقیقات خود را پیش میبرد. با کشف حقیقت، او در مورد نحوه ادامه دادن خود دچار تردید میشود.






