
Okuman Chouja ni Miserarete
The Mother and the Millionaire·億万長者に魅せられて
اسمه باور داشت که گذشتهاش را پشت سر گذاشته است، تا اینکه ورود جک همه چیز را دوباره برانگیخت. هنگامی که او را دید، نتوانست سخن بگوید. جک آمده بود تا از عمارتی که در آن بزرگ شده بود و اکنون برای فروش گذاشته شده، بازدید کند. او پسر آشپز سابق عمارت بود و به یک تاجر ثروتمند تبدیل شده بود. ده سال پیش، اسمه پس از آنکه جک توسط خواهر بزرگترش طرد شد، او را تسلی داد. روز بعد، او خانه را ترک کرد. اکنون، پس از سالها جدایی، مسیرهایشان دوباره به هم رسیده است و اسمه رازی را پنهان کرده که امیدوار است جک هرگز آن را کشف نکند.