

"Omae ga Kawari ni Shine" to Iwareta Watashi. Imouto no Migawari ni Reikoku na Henkyou Haku no Moto e Totsugi, Shiawase o Teniireru
「お前が代わりに死ね」と言われた私。妹の身代わりに冷酷な辺境伯のもとへ嫁ぎ、幸せを手に入れる
قهرمان داستان در خانه مورد غفلت قرار میگرفت، زیرا والدینش خواهرش را ترجیح میدادند. آنها باور داشتند که شاید تلاش سخت در نهایت عشق را برایشان به ارمغان بیاورد. خواهر دستور ازدواج با یک مارگرای ترسناک را دریافت کرد، اما پدر به قهرمان دستور داد که جای او را بگیرد. او برنامهریزی کرده بود که آنها در طول سفر، زمانی که ارابهشان مورد حمله قرار میگیرد، جان خود را از دست بدهند. همانطور که انتظار میرفت، هیولاها حمله کردند، اما کسی که آنها را نجات داد خودِ مارگرای جوان بود که با موهای قرمز و چشمان طلایی توصیف شده بود.
